محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
29
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
بخش اول : اختلاف مسلمين عصر رسول خدا ( ص ) : مسلمين در عصر پيغمبر ( ص ) متحد و متفق بودند و اثرى از تعدد مذهب و فرقه به چشم نميخورد : زيرا ريشه پيدايش اسلام شخص رسول اكرم ( ص ) بود و رسول خدا يكتا مرجع شناسائى مسائل دين و قرآن كريم بود . هرگاه در مسألهاى بين مسلمين اختلاف ميشد ، گفته آنحضرت اختلاف را بر طرف ميساخت و هيچكس در مقابل وى حق اظهارنظر و اعتراض نداشت ، زيرا خداى كريم دستور داده است : « هرگاه در موضوعى اختلاف پيدا كرديد ارجاع به خدا و رسول دهيد تا مشكل شما حل گردد » « 1 » . با اين بيان روزگاريكه جان در كالبد نازنين رسول خدا ( ص ) بود ، و مسلمانان ميتوانستند با آنحضرت تماس بگيرند موضوع تعدد آراء و يا برخورد آراء قابل تصور نبود . پس از رسول خدا ( ص ) : هنگاميكه رسول گرامى اسلام ( ص ) دعوت آفريدگار خود را لبيك گفت مسلمانان در 6 موضوع متحد بودند : 1 - خدا يكتا است 2 - محمد ( ص ) رسول خدا است 3 - قرآن از جانب خدا آمده است 4 - زنده شدن مردگان صحيح است 5 - حساب قيامت قابل ترديد نيست 6 - بهشت و جهنم قابل انكار نيست . اين 6 موضوع مربوط بعقائد است ، و دربارهء اعمال . مسلمين همانند عقائد در مطالبى كه ضرورتش ثابت شده و خود رسول خدا ( ص ) به آن مواظبت مينموده است مانند نماز ، زكات ، حج ، روزه و امثال اين موضوعات متفق هستند ، ولى مسلمانان درباره موضوعاتيكه مورد نظر و اجتهاد است با يكديگر مختلف شدند اين موضوعات شامل فروع عقائد و فروع فقهى
--> ( 1 ) سوره نساء آيه 58 « فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ »